تقديم به گل سر سبدشهداي دانشگاه علم وصنعت
شهيد محمود شهبازي قائم مقام لشكر 27 محمد رسول الله
اوكه در پيكار عشق براي آزاد سازي خرمشهر به شهادت رسيد
خواستم چيزي بگويم دير شد
بغض در نايم غل و زنجير شد
خواستم شب عقده از دل وا كنم
صبح در آفاق عالمگير شد
اي طلوع آخرين لختي درنگ!
ماهتاب از دوريش دلگير شد
ياد شهبازي امانش را بريد
قد كمان گشت و ز عالم سير شد
بگذر اي محمود حق زان تركشي
كز دل خونين تو تبخير شد
حلقه بگشا و در آغوشش مگير
مرگ در دستان تو تحقير شد
آيه حق بودي وآيات حق
در ظلام چشم تو تفسير شد
جان فداي حنجر خونين تو
كاو مكان آخرين تكبير شد
كهنه دانشجوي دانشگاه عشق
از لسانت جبهه پر از شير شد
حيف اما رفتي اي شهباز و حال
صحن دانشگاه پر تزور شد
انجمن بعد تو اسلامي نداشت
سجده گاهت طعمه تكفير شد
باز اما با گذشت سال ها
بار ديگر ياد تو تقرير شد
راه شبهاي شناساييي تو
زادگاه نخلهاي پير شد
ارزق اي حي عند ربك يا شهيد
تربت نورانيت اكسير شد
اي "سخا" از فقر خود يادي بكن
ياد شهبازي كه عالمگير شد


