پدربزرگ من هم به همین ترتیب اسم دایی هام رو انتخاب کرده از بزرگ به کوچک. بعد وقتی دیده کفاف نمیده بقیه اسامی رو به این ترتیب انتخاب کرده: عباس جابر رحیم یحیی. راستی من ۹ تا دایی داشتم که یکیشون فوت کرده.

جدّم سال 82 در 104 سالگی به رحمت خدا رفت. یادم نمیره تو اون خونه ی خشت و گلی اش با صفای خاصّی، وقتی همه فامیل جمع می شدن، شروع می کرد به شعر خوندن. تقریباً یک ساعت پشت سر هم شعر میخوند. همه در وصف اهل بیت و نکات نغز اخلاقی. خیلی ازش خوشم میومد چون دلبسته دنیا نبود. و جالبتر اینکه تا سالهای آخر هم سر زمین کشاورزی می کرد. ما هم بچّه که بودیم می رفتیم سر زمینش براش تخم هندونه و چیزای دیگه می ریختیم.
شعر زیر یکی از شعرایی هست که خودش میخوند که البته اشتباه وزن و قافیه و مزمون زیاد داشت ولی من تقریباً با 40 درصد تغییر و تلخیص در شعرش آن را بازیابی کردم.
امیدوارم نفس گرمش در خواندن این شعر یاریتان کند تا قلب سخت من در این شعر تأثیرش کمتر شود.
اصل شعر رو با صدای خودشان می توانید اینجا بشنوید
اول از حمد خدا آیه بسم الله است
دوم از نام محمد که رسول الله است
سوم از حیدر صفدر که ولی الله است
آنکه ابلیس لعین گشت از او گمراه است
تا حیات است بگو شیعه و تا روز ممات
دم به دم بر گل رخسار محمد صلوات
لوح محفوظ همان بود که یزدان می گفت
حضرت آدم و حوّا و دل و جان می گفت
مصطفی جانب منبر شد و سلمان می گفت
جبرئیل آمد و با آیه ی قرآن می گفت
تا حیات است بگو شیعه و تا روز ممات
دم به دم بر گل رخسار محمد صلوات
تا که از کعبه برون آمد و بانگی برداد
چار دفتر همه جا اسم علی کردند یاد
آن کریمی که علی را به ابوطالب داد
گفت: بلّغ که ولی است و وصی و داماد
تا حیات است بگو شیعه و تا روز ممات
دم به دم بر گل رخسار محمد صلوات
میوه ی باغ علی ذکر حسن را بشنو
گوشه گوشی بده و اهل سخن را بشنو
آیه ای از گل نوخیز چمن را بشنو
دل ز اغیار نگه دار، وَ من را بشنو
تا حیات است بگو شیعه و تا روز ممات
دم به دم بر گل رخسار محمد صلوات
این حسینی که شفاعت ده امّت باشد
نزد او جمله ی اضداد به وحدت باشد
داغ او در دل ما تا به قیامت باشد
آنچه در سینه ی دین است محبت باشد
تا حیات است بگو شیعه و تا روز ممات
دم به دم بر گل رخسار محمد صلوات
وارث اصغر و عبّاس و علی اکبر بود
حمد و سجّاده و تسبیح و تنش عنبر بود
روضه خوان، مرثیه گو، مرکب او منبر بود
کربلا زینب و سجّاد نبود ابتر بود
تا حیات است بگو شیعه و تا روز ممات
دم به دم بر گل رخسار محمد صلوات
پنجمین آیت ربّانی احمد باشد
او شکافنده علم است و سرآمد باشد
سوره ی نون و قلم، نور و محمّد باشد
بر لب شیعه چنین باشد و ممتد باشد
تا حیات است بگو شیعه و تا روز ممات
دم به دم بر گل رخسار محمد صلوات
این امام ششمی کلّ خلایق باشد
جان نثار قدم جعفر صادق باشد
مذهبش هر که پذیرفت موافق باشد
ورنه در زمره ی جهّال منافق باشد
تا حیات است بگو شیعه و تا روز ممات
دم به دم بر گل رخسار محمد صلوات
این امامی که ز برج ملکوت عطّار است
صالح و صلح و کریم و کرم و جبّار است
او که دل برده ز دلداده و خود دلدار است
شکر لله که مرا موسی کاظم یار است
تا حیات است بگو شیعه و تا روز ممات
دم به دم بر گل رخسار محمد صلوات
این امامی که مبین است شفیع مردم
خورده از قرص جو و میل نکردست گندم
بود مأمون لعین بی هنر و سر در خُم
پیرو حرف رضا باش و مکن راهش گم
تا حیات است بگو شیعه و تا روز ممات
دم به دم بر گل رخسار محمد صلوات
ظالمان را سگ صاحب غرضان می بینم
شبه ایشان همگی برگ خزان می بینم
رنگ رخسار تقی را به از آن می بینم
بر سر ماه عزیز رمضان می بینم
تا حیات است بگو شیعه و تا روز ممات
دم به دم بر گل رخسار محمد صلوات
این امامی که دلیل ره گمراهان است
نور سجّاده و خورشید و مه تابان است
تا ابد مهر تقی بر دل آگاهان است
حرمش در دل عشّاق و سحر خیزان است
تا حیات است بگو شیعه و تا روز ممات
دم به دم بر گل رخسار محمد صلوات
ماه در گوشه ی ابروی رخ عسگر شد
عالمی گل شد و گل وا شد و زیباتر شد
عطر و عود و ختن و مشک و گلاب، عنبر شد
شیعه از حُسن حَسن برتر و والاتر شد
تا حیات است بگو شیعه و تا روز ممات
دم به دم بر گل رخسار محمد صلوات
کعبه و شاه نجف امن و امون خواهد شد
همه ذرّات جهان کن فیکون خواهد شد
هر چه بر روی کتاب است همون خواهد شد
صاحب الامر شهنشاه زمون خواهد شد
تا حیات است بگو شیعه و تا روز ممات
دم به دم بر گل رخسار محمد صلوات

