تاريخ 88/01/23 --- سعید خدامی اشکذری

انا لله و انا اليه الراجعون
جد مادري من هم همچون همه ما كه روزي بايد اين مسير را طي كنيم به سوي ديار ديگري رحلت كرد.
راستي رحلت يعني سفر. چيزي كه بارها تو زندگي تجربه اش كرديم.
بهش مي گفتيم ننه بي بي. در واقع خانم حاجي بابامون بود (همون كه دو پست قبلي دربارش نوشتم)
اون هم اهل شعر بود. البته اين اواخر به خاطر كهولت سن(95 سال) خيلي چيزا يادش ميرفت. ولي روزي بالاي 50 بار اين شعر رو مي خوند.
الله الله به جونم
ورد سر زبونم
ناد علي مي خونم
شايد كه در نمونم
***
مرغ شکسته بالم
تاب قفس ندارم
هر چه كند خدا كند
حاجت من روا كند
ما مي رويم به سوي حق
حق نظري به ما كند
دم اذان مغرب عروج كرد. براي همه ملتمسين دعا كنيد. باور كنيد دعا براي ديگران اثر دارد.


